عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

524

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

كتاب تورات . وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَيْنا - به ظاهر ميگفتند كه فرمان برداريم ، امّا در دل ميداشتند كه فرمان نبريم و سركشيم . وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ - اين چنان است كه گويند : اسمع لا سمعت ، بشنو كه مشنوايا « 1 » . « و راعنا » به زبان عربى ميگفتند ، يعنى : ارعنا سمعك ، و اين به زبان عرب از طريق مراعات است ، امّا به زبان عبرى هجو است و سبّ ، از رعونت برگرفته‌اند . لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ - اصل ليّا ، لويا است ، امّا « واو » در « يا » مدغم كردند . وَ طَعْناً فِي الدِّينِ اى وقيعة فى دين الاسلام . يعنى كه ايشان بطعن ميگويند كه : دين آنست كه ما درآنيم ، نه دين محمد . و گفته‌اند كه : دين اينجا محمد ( ص ) است او را دين خواند از آنكه معقل دين است و مايهء دين . ربّ العالمين گفت : وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا - اگر آن جهودان بجاى عصينا ، اطعنا گفتنديد « 2 » ، و بجاى راعنا ، اسمع و انظرنا گفتنديد « 3 » ، لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ ، ايشان را آن به بودى ، و بعدل و صوابتر بودى ، از تحريف كه آوردند ، و طعن كه كردند . وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ - فلذلك لا يقولون ما هو خير لهم . ميگويد : اللَّه بر ايشان لعنت كرد ، و از بر خود براند ، آنست كه آنچه ايشان را به است نميگويند . فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا - ميگويد : آنچه ايشان به آن ايمان آوردند در جنب آنچه به آن كافر شدند اندكيست ، و آن آنست كه ميگفتند : اللَّه خداى ماست ، و بهشت و دوزخ حقّ است . ميگويد : اين با تكذيب محمد ( ص ) و كافر شدن به قرآن هيچ چيز نيست ، و ايشان را از عذاب نرهاند .

--> ( 1 ) - نسخهء الف : مشنويا . ( 2 ، 3 ) - نسخهء ج : گفتندى .